تامین هزینه‌ها و خرجی زندگی حایز اهمیت بسیاری می‌باشد به همین دلیل، در قانون مدنی به تبعیت از احکام فقهی تأمین نفقه زن و نفقه فرزند بر عهده مرد قرارگرفته است و زن در این خصوص مسئولیتی نخواهد داشت؛ حتی اگر شاغل و دارای درآمد کافی باشد. تنها مسئله‌ای که برای پرداخت نفقه به زن در نظر گرفته‌شده است آن است که زن برای بهره‌مند شدن از حق نفقه در برابر شوهر تمکین این است که زن باید از همسرش تمکین کند. لذا در صورت عدم تمکین از سوی زن، مرد تکلیفی جهت پرداخت نفقه به وی نخواهد داشت. مطابق ماده 1106 قانون مدنی، در عقد دائم مرد موظف است به همسر خود نفقه بپردازد و بر اساس ماده 1107 قانون مدنی، نفقه زن شامل همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن ازجمله مسکن، پوشاک، خوراک، اثاث و وسایل منزل و هزینه‌های بهداشتی و درمانی است؛ به‌علاوه اینکه درصورتی‌که زن به وجود خادم احتیاج داشته باشد یا به داشتن خادم عادت داشته باشد هم شوهر موظف است برای همسرش خادم بگیرد. لذا مصادیقی که در این ماده آمده است منحصر به مواردی که گفته شد نیستند و نفقه زن شامل تمام نیازهایی می‌شود که زن به‌طور متعارف به آن احتیاج دارد و با شأن وی نیز متناسب است

طبق ماده ۱۱۱۵ قانون مدنیاگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می‌تواند مسکن جداگانه تعیین کند در این صورت مادام که زن در بازگشت به منزل شوهر معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود. البته در این حالت زن در انتخاب مسکن جداگانه آزاد نیست و این انتخاب باید به تراضی طرفین یا حکم دادگاه باشد.

ضمانت اجرای نفقه زن

تکلیف شوهر به دادن نفقه دارای ضمانت اجرای مدنی و کیفری است:

1. ضمانت اجرای مدنی

به‌موجب ماده ۱۱۱۱ قانون مدنیزن می‌تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به دادگاه رجوع کند در این صورت دادگاه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد. در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و عدم امکان اجرای حکم دادگاه و الزام او به دادن نفقه زن می‌تواند برای طلاق به دادگاه رجوع کند در این صورت دادگاه شوهر را اجبار به طلاق می‌نماید؛ بنابراین ضمانت اجرای مدنی نفقه دو چیز است

1- الزام شوهر به پرداخت نفقه از طریق قضایی

2- طلاق در صورت عدم امکان الزام شوهر به پرداخت نفقه

لازم است به این سؤال پاسخ داده شود که آیا نفقه‌ای که استنکاف از پرداخت آن در شرایطی مجوز طلاق است فقط نفقه آینده است یا نفقه گذشته را هم شامل می‌شود؟

در این خصوص بین حقوق‌دانان اختلاف‌نظر وجود دارد و بعضاً آرای متفاوتی هم از سوی محاکم صادر می‌گردد اما به نظر می‌رسد فقط استنکاف از پرداخت نفقه آینده مجوز طلاق باشد زیرا مبنای طلاق در این مورد عدم امکان ادامه زندگی زناشویی به دلیل عدم تأمین نیازهای مالی زن است و این امر فقط در مورد نفقه آینده صدق می‌کند البته نفقه گذشته زن هم دینی بر عهده شوهر است که باید پرداخت شود.

     2. ضمانت اجرای کیفری

به‌موجب ماده ۵۳قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۱هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد به حبس تعزیری درجه ۶ (حبس بیش از ۶ ماه تا ۲ سال) محکوم می‌شود. در اینجا هم به نظر می‌رسد که استنکاف از پرداخت نفقه گذشته زن مجوز مجازات کیفری شوهر نیست و صرفاً خودداری از پرداخت نفقه آینده مجوز مجازات کیفری است و نفقه گذشته فقط دارای ضمانت اجرای مدنی است.

اثبات دعوای نفقه

به‌محض تحقق عقد ازدواج زن مستحق دریافت نفقه است البته ناشزه بودن زن مانع دریافت نفقه است. بنابراین صرف اثبات نکاح به‌وسیله زن در دعوای مطالبه نفقه کافی است و دادگاه با احراز این امر حکم به نفع زن می‌دهد مگر اینکه شوهر ثابت کند که زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کرده است.

تفاوت نفقه در عقد ازدواج دائم و موقت

به‌موجب قانون در ازدواج دائم مرد مکلف است که نفقه همسر خود را پرداخت کند و طرفین نمی‌توانند ضمن عقد ازدواج یا پس‌ازآن تکلیف مرد را در این خصوص ساقط کنند. اما در عقد موقت پرداخت نفقه از جانب شوهر منوط به تراضی طرفین است یعنی شوهر در صورتی ملزم به پرداخت نفقه است که در عقد تصریح‌شده باشد.

تقدم نفقه زوجه بر سایر دیون

طلب زن بابت نفقه طلب ممتاز است و بر سایر دیدن شوهر مقدم می‌باشد البته دینی که وثیقه داشته باشد بر طلب زن از بابت نفقه مقدم است. نفقه زن حتی بر طلب دولت بابت مالیات و طلب سازمان تامین اجتماعی مقدم خواهد شد.

همچنین بر طبق ماده ۱۲۰۳قانون مدنیدر صورت بودن زوجه و یک یا چند نفر واجب النفقه دیگر، زوجه مقدم بر سایرین خواهد بود. مثلأ اگر شخصی زن و پدر و مادر فقیر داشته باشد و نتواند هزینه زندگی همه آن‌ها را تأمین کند نفقه همسرش مقدم است.

نفقه فرزندان

نفقه فرزند اگر پدر در قید حیات باشد بر عهده‌ی پدر می‌باشد ولی اگر پدر نباشد و فوت‌شده باشد بر عهده پدربزرگ یعنی پدرِ پدر است. اگر او نیز حضور نداشته باشد نفقه بر عهده مادر می‌باشد اگر مادر توان پرداخت نفقه فرزند را نداشته باشد، پرداخت آن در ابتدا به اجداد پدری فرزند و سپس به اجداد مادری او منتقل می‌شود.

نفقه فرزند بر اساس شرایط زندگی او و محل زندگی او بر اساس تصمیم کارشناس مربوطه تعیین می‌گردد. اگر پدر به هر دلیلی باوجود داشتن اموال از پرداخت نفقه سرپیچی کند فرزندان می‌توانند از پدر خودشان به دلیل عدم پرداخت نفقه شکایت کنند.

البته این نکته را باید خاطرنشان کرد که پرداخت کردن نفقه‌ی فرزند تا زمان مشخص بر عهده‌ی پدر می‌باشد. معمولاً نفقه پسر تا زمانی که تحصیلاتش تمام نشده باشد بر عهده پدر است ولی بعدازآن پدر موظف به پرداخت نفقه نخواهد بود. همچنین پرداخت نفقه دختر تا زمانی که با شخصی ازدواج‌نکرده است بر عهده‌ی پدر می‌باشد و دختری که ازدواج‌کرده و بعدازآن طلاق گرفته است نمی‌تواند از پدر خود به دلیل عدم پرداخت نفقه شکایت کند.

یکی از تفاوت‌های مهم بین نفقه فرزند و زن این است که زن در هنگام دریافت نفقه می¬تواند درخواست نفقه‌هایی که درگذشته به او پرداخت‌نشده است را بکند ولی فرزندان همچین حقی را ندارند و فقط پرداخت نفقه از زمانی که دادخواستشان تنظیم گردیده است انجام می‌گیرد.

نفقه فرزند نامشروع

فرزند نامشروع که حق نفقه ندارد. زیرا ممکن است منتسب به پدر نباشد و یا بدون رعایت موازین شرعی و قانونی فرزند تولد گردد که لازمه پرداخت نفقه اثبات نسب بوده و اگر موارد دیگری وجود داشته باشد که توافق تولد فرزند به یکی از آن دو نفر (زن و مرد) در صورت تولد تعلق گیرد. ملاک رأی دادگاه است.

نفقه فرزند ناشی از تلقیح مصنوعی

یکی از افراد واجب النفقه‌ای که قانوناً نفقه به او تعلق خواهد گرفت و متعاقباً امکان الزام به پرداخت نفقه در حقش وجود خواهد داشت، فرزندان حاصل از تلقیح مصنوعی است. همچنین کودکانی که تحت سرپرستی خانواده‌ای قرار می‌گیرند نیز از این حق قانونی بهره‌مند هستند.

قانون‌گذار در ماده ۵۳ قانون حمایت خانواده بیان کرده است: هرکس با داشتن استطاعت مالی، از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه خود امتناع کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. این در حالی است که مطابق تبصره ماده موصوف، امتناع از پرداخت نفقه فرزندان ناشی از تلقیح مصنوعی یا کودکان تحت سرپرستی نیز مشمول مقررات ماده موصوف هستند؛ بنابراین قانون‌گذار در راستای حمایت خود از پدیده تلقیح مصنوعی که از ابداعات نوین علم پزشکی و قدمی در راستای حفظ کانون خانواده است، خودداری از پرداخت نفقه فرزند ناشی از تلقیح مصنوعی یا تحت سرپرستی را جرم و قابل مجازات دانسته است.

نفقه پدر و مادر و اجداد

به‌موجب ماده ۱۲۰۰ قانون مدنی نفقه والدین به عهده اولاد و نوادگان است. بنابراین نفقه پدر و مادر فقیر در درجه اول به عهده اولاد است. اگر پدر و مادر فقط یک فرزند داشته باشند همه نفقه به عهده اوست و اگرچند فرزند داشته باشند به‌طور مساوی به پدر و مادر خود نفقه خواهند داد یعنی مشترکا و به نسبت برابر، باید مخارج زندگی پدر و مادر خود را بپردازند و از این لحاظ تفاوتی بین دختر و پسر نیست. هرگاه شخص فرزند نداشته باشد نفقه به عهده نوادگان خواهد بود به‌عبارت‌دیگر نفقه اجداد و جدات فقیر بر عهده نوه‌ها است. اگر مستحق نفقه هم نوه و هم نتیجه داشت و هر دو توانگر باشند فقط نوه مکلف به دادن نفقه است.

نفقه در دوران عقد

دوران عقد درواقع دوره بین خواستگاری و نامزدی تا زمان انعقاد یا همان جاری شدن صیغه نکاح در محضر و امضاء دفترچه ازدواج است. به‌موجب ماده 1102 قانون مدنی ورویه معمول محاکم قضایی همین‌که عقد نکاح جاری شد زوجین سند ازدواج را امضاء نمودند، حقوق و تکالیف قانونی ایشان حاکم و برقرار می‌گردد.

یکی از حقوقی که زن و مرد به‌محض امضاء سند ازدواج نسبت به هم پیدا می‌کنند تکلیف مرد به پرداخت نفقه زن (ازجمله نفقه دوران عقد) و تکلیف زن به تمکین از مرد است.

نفقه بعد از طلاق

اگر طلاق از نوع طلاق رجعی باشد، یعنی طرفین حق رجوع به یکدیگر را داشته باشند، در طول دوران عده که بسته به نوع طلاق بین 2 تا 3 طهر (دوران قاعدگی) می‌باشد، مرد مکلف به پرداخت نفقه زن است. اما در سایر انواع طلاق که از نوع غیر رجعی است، مرد تکلیفی به پرداخت نفقه پس از طلاق ندارد.

طریقه دریافت نفقه زن

زن (زوجه) از ۲ طریق حقوقی و کیفری می‌تواند نفقه خود را مطالبه نماید:

۱. از طریق اقامه دعوی حقوقی در مراجع قضایی:

زوجه می‌تواند با تنظیم دادخواست با موضوعیت مطالبه نفقه با ذکر تاریخ (از چه تاریخی زوج نفقه پرداخت نکرده) و با مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی یا شورای حل اختلاف (شورای حل اختلاف درصورتی‌که مقدار نفقه زیر بیست میلیون تومان باشد) و اقدام به ثبت دادخواست نفقه می‌نماید و پس از ثبت دادخواست و شکایت نفقه، جلسه‌ای با حضور طرفین تشکیل‌شده و موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می‌شود. بعد از ارائه نظر کارشناس مرجع قضایی طبق نظر کارشناس رأی به محکومیت زوج مبنی بر پرداخت نفقه می‌دهد.

۲. طرح دعوی کیفری نفقه:

ترک انفاق (ندادن نفقه) به افراد واجب النفقه (زوجه، فرزندان و…) به‌موجب قانون حمایت خانواده جرم است و برای آن جرم انگاری شده است و دارای مجازات حبس می‌باشد و زوجه می‌تواند با مراجعه به دادسرای محل زندگی مشترک مراجعه نماید و ابتداً شکواییه‌ای مبنی برترک انفاق تنظیم و پس از ابطال تمبر (هزینه تمبر ۱۰ الی ۳۰ هزار تومان است با منضمات) به دایره ارجاع دادسرا و پس از انجام تحقیقات در کلانتری حکم به مجازات زوج داده می‌شود.

تفاوت‌های نفقه زوجه و نفقه اقارب

  1. نفقه زوجه درهرصورت بر عهده مرد است صرف‌نظر از تمکن و عدم تمکن مالی مرد اما نفقه اقارب در صورت بر عهده فرد قرار می‌گیرد که آن شخص متمکن از انفاق باشد.
  2. نفقه زوجه درهرصورت بر عهده مرد است صرف‌نظر از نیاز مالی زوجه یا عدم آن، اما نفقه اقارب در صورتی بر عهده فرد قرار می‌گیرد که شخص مستحق انفاق، محتاج باشد و توان کار نیز نداشته باشد.
  3.  میزان نفقه زوجه با توجه به وضعیت زن تعیین می‌شود، اما میزان نفقه اقارب به میزانی است که نیازها و حوایج مستحق نفقه تأمین گردد، البته تا جایی که شخص ملزم به انفاق توانایی و تمکن پرداخت آن را داشته باشد.
  4. نفقه زوجه بر نفقه اقارب مقدم است.
  5. زوجه می‌تواند نفقه زمان‌های گذشته را نیز مطالبه کند یعنی برای مطالبه نفقه معوقه طرح دعوا کند، اما نفقه اقارب فقط نسبت به زمان حاضر و آتی قابل مطالبه است و اقارب نمی‌توانند نفقه معوقه را مطالبه کنند به‌عبارت‌دیگر نفقه اقارب فقط از زمان تاریخ طرح دعوا به بعد قابل مطالبه است.

هزینه دادرسی دعوی نفقه

هزینه دادرسی در دعوی حقوقی ۳/۵ درصد بهای خواسته است و اگر با جلب نظر کارشناس باشد حدوداً ۱۵۰ الی ۲۰۰ هزار تومان هزینه دارد این در حالی است که هزینه دادرسی در دعوی کیفری فقط ۱۰ الی ۳۰ هزار تومان می‌باشد.

نفقه زن حامله در ایام عده طلاق بائن و فسخ نکاح

درصورتی‌که طلاق بائن باشد یعنی مرد نتواند در مدت عده به زن رجوع کند یا نکاح در اثر وجود عیبی در مرد یا زن فسخ گردد شوهر الزامی به پرداخت نفقه زمان عده ندارد. ولی اگر زن حامله باشد درهرحال تا مدتی که وضع حمل نکرده است حق گرفتن نفقه دارد، زیرا به‌موجب ماده ۱۱۰۹ قانون مدنی اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حامله بودن که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.

نفقه زن در ایام عده وفات

به‌موجب ماده ۱۱۱۰ قانون مدنی زوجه در ایام عده وفات مستحق دریافت نفقه نیست ولو حامله باشد، زیرا با فوت شوهر، رابطه زوجیت منحل شده و اموال شوهر پس از فوت متعلق حق ورثه قرار می‌گیرد. به‌موجب ماده مذکور در ایام عده وفات مخارج زندگی زوجه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهده آنان است پرداخت می‌گردد. درواقع در صورت نیاز زن و تمکن فرزندان یا ابوین وی (پدر و مادر) باید نفقه به زن پرداخت گردد که نفقه مذکور تابع نفقه اقارب است نه نفقه زوجه و قواعد مربوط به نفقه اقارب در خصوص آن اعمال می‌گردد.

تمکین

آنچه در عرف از مفهوم تمکین (به معنای خاص کلمه و در نظام خانواده) به ذهن متبادر می‌شود عبارت است از اطاعت خانم از خواسته‌های همسرش. البته این معنای عرفی از معنای لغوی و اصطلاحی هم دور نمانده است. مفهوم لغوی تمکین تن دردادن است.

معنای اصطلاحی تمکین در علم حقوق برگرفته از متون فقهی ماست؛ به‌عبارت‌دیگر دارای دو معناست.

تمکین عام

عبارت است از خوش‌رفتاری یا حسن معاشرت همسر با شوهر خویش و اطاعت از خواسته‌های مشروع همسر، همچنین رعایت نظافت و آرایش خود برای همسر به‌گونه‌ای که مقتضای زمان و مکان و موقعیت و شأن خانوادگی آنان است. البته لازم به ذکر است که تمکین دوطرفه است و آقا نیز به‌عنوان همسر بایستی نسبت به خواسته‌های مشروع همسر پاسخ مثبت بدهد.

به‌عبارت‌دیگر تمکین به معنای عام آن است که خانم وظایف خود را نسبت به همسر انجام دهد و از او در حدود قانون و عرف اطاعت نماید و ریاست شوهر را در خانواده پذیرا باشد. بنابراین اگر آقایی از همسرش توقعات نامشروع یا نامتعارفی داشته باشد، خانم مکلف به اطاعت از او نیست. به‌عنوان‌مثال اگر آقا از همسرش بخواهد که تمام اموالش را به نام او بزند و خانم رضایت کامل به این کار نداشته باشد، این توقع متعارف تلقی نمی‌شود. در مورد رفت‌وآمد خانم لازم به ذکر است که اگر آقا برخلاف عرف از خروج همسر خود از منزل و بازدید خویشان و دوستان جلوگیری کند، رفتارش سوءِ معاشرت تلقی می‌شود.

تمکین خاص

ور از این نوع تمکین رابطه‌ی خاص زوجیت و روابط زناشویی است. آنچه در عرف از تمکین فهمیده می‌شود، بیشتر در قالب این نوع تمکین است.

برای درک بهتر از تمکین بایستی به مفهوم نُشوز که در مقابل تمکین مطرح می‌شود نیز بپردازیم. عدم تمکین یا نشوز عبارت است از نافرمانی یکی از زوجین. بنابراین نشوز نمی‌تواند صرفاً مختص زن باشد. نافرمانی زوج و عدم ایفای مقتضیات زندگی مشترک نشوز نام دارد. ولی در عرف و حقوق امروز، واژه‌ی نشوز را بیشتر در مورد زن به‌کاربرده‌اند. هرچند اختصاص این واژه برای زن مسلماً قابل ایراد است.

نشوز مرد می‌تواند در قالب‌های گوناگون نمود داشته باشد. مثلاً مردی که نفقه‌ی همسر خویش را نمی‌پردازد یا با همسر خود حسن معاشرت ندارد ناشز است. اگر حالت نشوز از جانب زوجین (هر دو) باشد، شِقاق نامیده می‌شود.

عدم تمکین

هرگاه زن همسرش را تمکین نکند و در اصطلاح حقوقی ناشزه شود، همسر می‌تواند به دادگاه و محکمه حقوقی مراجعه کند و الزام زن را به تمکین خواستار شود. به‌علاوه، زن نمی‌تواند در مدتی که تمکین نمی‌کند از همسر خود طلب نفقه‌ داشته باشد. به‌عبارت‌دیگر اگر زن بدون هیچ‌گونه مانعِ شرعی از انجام وظایف و تکالیف زوجیت امتناع کند، استحقاق خود را برای دریافت نفقه از دست می‌دهد. بنابراین اگر زن برای عدم اطاعت از خواسته‌های مشروع همسر خویش، عذر موجه و قانونی داشته باشد نفقه به او تعلق خواهد گرفت. به‌عنوان نمونه وضعیتی را تصور کنید که زن به علت خطری که از جانب همسرش متوجه اوست (مثلاً شوهر دچار ناراحتی روحی و عصبی است) از ماندن در خانه‌ی همسر امتناع می‌کند. در این صورت نمی‌توان منکرِ تعلقِ حقِ نفقه به آن زن شد.

از طرف دیگر، همان‌گونه که بیان شد ممکن است مردی نیز ناشز شود و به وظایف خویش عمل نکند. در این صورت زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه الزام همسر را به انجام وظایف و تکالیف قانونی و شرعی خود درخواست کند. نشوز مرد، سوءِ معاشرت یا همان بدرفتاری تلقی می‌شود و می‌تواند از مصادیق عسر و حرج باشد و طبق قانون زن می‌تواند با طی مراحل قانونی.

اجرت المثل

درصورتی‌که زن در ایام زوجیت به دستور زوج و با قصد عدم تبرع (قصد عدم بخشش یعنی اینکه اگر کسی کاری برای دیگری انجام دهد ظاهر این است که آن کار را مجانی انجام نداده است) کارهایی انجام داده است پس از جدا شدن از همسر خود می‌تواند اجرا المثل آن کارها را مطالبه کند در این صورت دادگاه اجرت المثل کارهای انجام شده را محاسبه و حکم به پرداخت آن می‌دهد. درواقع اجرت‌المثل مزد کارهایی است که زن در طول زندگی مشترک به دستور شوهر و با قصد عدم تبرع انجام داده است و انجام آن کارها هم شرعاً بر عهده او نبوده است.

اموری که زن در منزل شوهر انجام می‌دهد، به‌شرط داشتن هر سه شرط، موجب محکومیت شوهر به پرداخت اجرت‌المثل، در هنگام درخواست طلاق، می‌باشد.

این شرایط عبارتند از، کارانجام شده توسط زن، از وظایف وی نباشد، قصد تبرع یا کار رایگان نداشته باشد، انجام کارها به دستور زوج انجام‌شده باشد.

این امور اگر در عرف ورویه جاری اجتماع، دارای دستمزدی برای انجام باشند، دادگاه طبق نظر خود و یا با جلب نظر کارشناس، حکم به پرداخت آن می‌دهد.

موارد مطالبه اجرت‌المثل

با تقدیم دادخواست مطالبه اجرت‌المثل ایام زوجیت از سوی زوجه

در این حالت زوجه در هر زمان از ایام زندگی مشترک خود با زوج می‌تواند با تقدیم دادخواست ، اجرت‌المثل ایام زوجیت خود را مطالبه نماید که در این صورت چنانچه زوجه کارهایی را که شرعاً بر عهده وی نبوده و عرفاً برای آن کار اجرت‌المثل باشد، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می‌نماید که علی‌الاصول جهت تعیین میزان اجرت‌المثل زوجه، موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می‌شود.

در پرونده طلاق

دادگاه ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت‌المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (336) قانون مدنی تعیین می‌کند. معمولاً جهت تعیین میزان اجرت‌المثل زوجه، موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می‌شود.

تبصره ماده 336 قانون مدنی: «تبصره چنانچه زوجه کارهایی را که شرعاَ به عهده وی نبوده و عرفاً برای آن کار اجرت المثل باشد، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرت المثل کارهای انجام‌گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می‌نماید»

درصورتی‌که اجرت‌المثل به زوجه تعلق نگیرد، با توجه به سنوات زندگی مشترک و نوع کارهایی که زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج، دادگاه مبلغی را از باب بخشش، نحله برای زوجه تعیین می‌نماید و میزان آن را دادگاه رأساً و یا توسط کارشناس رسمی دادگستری تعیین می‌نماید.

سوالی دربارۀ مسائل حقوقی دارید؟ از متخصصان گروه وکلای داته مشاوره بگیرید.
02188866074 منتظر تماس شما هستیم